• در كشور ما گراني وجود ندارد و دليل آن هم اين است كه بنا بر اعلام بانك مركزي تورم امسال نسبت به سال گذشته كاهش يافته است، همين.
امروز قصد دارم در يك مقاله علمي و با استفاده از اصطلاحات اقتصادي و با زباني بسيار ساده و گويا كه قابل فهم براي كليه سنين باشد، اثبات كنم كه در كشور ما هيچگونه گراني وجود ندارد و گراني كه امروزه مردم و بعضي روزنامهها از آن سخن ميگويند توهماتي بيش نيست.
خب برويم سراغ اصل مطلب. بعله، عرض ميكردم كه در كشور ما گراني وجود ندارد و دليل آن هم اين است كه بنا بر اعلام بانك مركزي تورم امسال نسبت به سال گذشته كاهش يافته است، همين. حال ناچارم براي شفافسازي و تنوير افكار عمومي كمي از اصطلاحات جمله بالا را توضيح دهم تا به همه اثبات شود كه ما گراني نداريم. اول از تورم شروع ميكنم: تورم يكي از معروفترين و مهمترين مسائل علم اقتصاد است كه در پيش همه گروههاي اجتماعي شهرت يافته، اين شهرت تا بدانجا است كه عدهاي قرن حاضر را قرن تورمي نام نهادهاند.
واژه تورم معمولاً مترادف با افزايش قيمتها به كار برده ميشود. در مورد تورم گفته شده است كه مانند فیل مشاهده آن آسان، اما اندازهگيري آن مشكل است.
براي محاسبه تورم از شاخص قيمت استفاده ميشود. در دهههاي 1950 و 1960 ميلادي بيشتر اقتصاددانان از جمله جان مينارد كينز بر اين باور بودند كه تورم محدوديت عمدهاي بر اقتصاد جامعه تحميل نميكند. جان ميناردكينز اقتصاددان انگليسي مكتب كمبريج در كنار همكاران ديگر اين مكتب، سهم بسيار عمدهاي در تكميل و توسعه علم اقتصاد دارد. اگر مارشال پيشرو نظريههاي جديد تقاضا و مصرفكننده است و پيگو بنيانگذار اصلي اقتصاد رفاه محسوب ميشود، كينز را ميتوان پدر اقتصاد كلان نام داد. كينز با طرح نظريات خود و انتقاد اساسي از نظريات كلاسيكها، در واقع خود را از مكتب كمبريج كه عمدتاً تحت نفوذ افكار و نظريات كلاسيكها بود جدا نمود.
بر اساس الگوي كينزي براي مقدار ثابت عرضه كل، رابطه بين بيكاري و تورم، رابطه معكوس ميباشد. منحنياي كه رابطه معكوس بين نرخ بيكاري و نرخ تورم را نشان ميدهد، در اقتصاد به منحني فيليپس معروف شده است. فيليپس اقتصاددان انگليسي اولين كسي بود كه اين مسئله را بررسي نمود و پي به رابطه معكوس بين بيكاري و تورم برد. بيكار به كسي ميگويند كه كار نداشته باشد و كار آن دسته از فعاليتهاي اقتصادي (فكري يا بدني) است كه به منظور كسب درآمد (نقدي يا غيرنقدي) انجام ميشود و هدف آن توليد كالا يا ارائه خدمت باشد. افرادي كه كار ميكنند به طور عمده به دو گروه خوداشتغال (افرادي كه براي خود كار ميكنند) و مزد حقوقبگير تقسيم ميشوند. مزد و حقوق عبارت است از كليه دريافتهاي نقدي و غيرنقدي كه از بخش خصوصي يا دولتي در ازاي كار انجام شده گرفته ميشود. بخش خصوصي از اركان توليد در هر كشوري محسوب شده كه در كنار شركتهاي دولتي و تعاوني به توليد كالا و ارائه خدمات مشغول ميباشد. شركت تعاوني شركتي است مركب از اشخاص حقيقي يا حقوقي كه به منظور رفع نيازمنديهاي مشترك و بهبود وضع اقتصادي و اجتماعي اعضا تشكيل ميشود. شركتهاي تعاوني در حقيقت به منظور مبارزه با دو عامل اساسي اجتماعي تشكيل گرديدهاند: سودجويي سرمايهداران و تورم، تورم به معني افزايش در قيمتها بود كه به گفته بعضيها مانند فيل به آساني قابل مشاهده … حال فهميديد كه چرا در كشور ما گراني وجود ندارد؟ اگر كسي فهميد به من نيز اطلاع دهد.
به نام خدا