نگین سبز اشکور مرکزی رودسر
/35607792591628294067.jpg)
/62054870777395654980.jpg)
/75449341359389121737.jpg)
/45656673966911421180.jpg)
/10677738640285758529.jpg)
/21052738587664145014.jpg)
/80614458613369647661.jpg)
/35079892243155160248.jpg)
/57251634032566578609.jpg)
... عدالت واقعى در جامعه ما اين است که هر کس توان کار دارد، امکان کار کردن را هم داشته باشد و امکانات به تناسب شايستگى ها، چه از نظر منطقه اي و چه از نظر افراد توزيع بشود. نيازهاي اوليه و حداقل نيازهايى که انسان مى تواند با آن يک زندگى بى دغدغه و آرام و مطمئن داشته باشد، در زمينه هاي اقتصادي ، اجتماعى ، فرهنگى ، آموزشى ، بهداشتى داشته باشد و به عبارت ديگر وجود تامين اجتماعى به معنى عام کلمه در کنار توليد است که واقعا مى تواند اين عدالت را برقرار بکند.
(( ... دردآور است که فقط و فقط يک انسان به خاطر اينکه در خانواده برخوردارتر هست ، امکانات وسيعى براي پرورش استعدادها داشته باشد و يک انسان فقط به خاطر اينکه در يک روستا هست ، در يک شهر کوچک هست و يا در يک خانواده اي کوچک هست ، از اين امکانات برخوردار نباشند.
ما هنوز متاسفانه مناطق محروم داريم و وقتى مى گوييم مناطق محروم ، عمدتا روستاهاي کشور هستند که از اين محروميت برخوردارند. هنوز دل آدم واقعا خون مى شود وقتى مى بيند که پسران و به خصوص دختران روستايى فقط به جرم اينکه در روستا زاده شده اند و در روستا هستند، امکان تحصيل را ندارند; يعنى واقعا نمى دانم آدم چه کار بايد بکند، به خصوص دختر خانمهاي ما که محدوديت بيشتري دارند. حالا پسرها به هر مشقتى که باشد، از اين روستا به روستاهاي ديگر و جاي ديگر مى روند ولى دختر با استعداد و توانا و توانمند و شايسته ما وقتى دوره ابتدايى اش تمام مى شود و گاهى هم همان اوايل دوره ابتدايى است ، اصلا امکان اتمام دوران ابتدايى را ندارد و به خاطر نداشتن يک مدرسه يا نزديک نبودن مدرسه ، اين جوهر و گوهري که خداوند در اختيار ما قرار داده است ، ما نمى توانيم اين را شکوفا بکنيم به خاطر اينکه در روستاها امکان نيست . در حالى که بسياري از اين روستايى هاي ما داراي استعدادهاي فراتر و بالاتر از استعداد همتايانشان در شهر هستند .... ))در اشکورات رودسر بخصوص روستاهیی مثل اینی وربن سورتله توسچاله و و و... چنین مشکلی داریم امیدواریم دولت محترم و مسئولین محترم یه نگاه جامه به این جور روستاها بکنند و همیشه تکه به شهر های بزرگ نکنند .
اگر از كنار ميدان آزادي رد شده باشيد حتما افرادي را ديدهايد كه با ژستهاي مختلف و حسي سرشار از موفقيت، لبخند زنان خود را به دوربين پولارويد مرد عكاس ميسپارند تا تصويري از خود به همراه نماد تهران داشته باشند.
از خودم ميپرسم آنها كه با وارد شدن به تهران شغلشان را از دست ميدهند و مجبورند براي امرار معاش دستفروشي و... انجام دهند، آنها كه هويت خود را زير سوال ميبرند و برچسب سادگي همراهشان ميشود، آنها كه آرامش و سكوت روستايشان را در شلوغي و سردرگميصفهاي مترو و اتوبوس گم ميكنند، چرا در مقابل دوربينهاي عكاسي لبخندهاي غرورآميز ميزنند?
آيا بايد همه چيز را فداي پايتختنشيني كرد.
با دكتر امانالله قرايي مقدم جامعهشناس و استاد دانشگاه در مورد پديده پايتخت محوري و مهاجرت روستاييان به گفتوگو نشستهايم.
/98901746400597479310.jpg)
/88990621589615127361.jpg)
/19344048625830894242.jpg)
به نام خدا