یادش بخیرعکس مال چندین سال پیش هست که در کنار چشمه مالام خانی
سیزده بدر رفته بودیم
عکس بسیار زیبا از روستای اینی
در حال برداشت محصول دسته کردن جو
نگین سبز اشکور مرکزی رودسر
یادش بخیرعکس مال چندین سال پیش هست که در کنار چشمه مالام خانی
سیزده بدر رفته بودیم
عکس بسیار زیبا از روستای اینی
در حال برداشت محصول دسته کردن جو
بنام خدا
در پست قبل مطالبی در مورد نبودن خانه ی بهداشت ومشکلات دیگر از
روستا اینی خواندید روز گذشته با خبر شدیم که چند نفر ازدانشگاه علوم
پزشکی گیلان به منطقه وبه روستای اینی سفر کرده اند و مردمی که
از نظر سلامتی مشکل و مریض بودند معاینه و داروی مورد نیاز را به صورت
رایگان در اختیار این مردم قرار داده اند و نوید های تازه ای هم در مورد
ساخت خانه ی بهداشت در روستا داده اند وبه یکی از جوانان محل
در خواست همکاری برای گذراندن دورۀ بهیاری و کمک رسانی به مردم
روستا کرده اند
من از طرف خودم و به نمایندگی از طرف مردم روستا اینی از مسئولین
دانشگاه علوم پزشکی گیلان مخصوصاً از این عزیزان کمال تشکر را دارم .
وامیدواریم که این کمک رسانی هابرای روستاهای منطقه اشکور ادامه
داشته باشد.
من الله توفیق
بنام خدا
با سلام به خوانندگان وبلاگ روستای اینی
باید عرض کنم که بارها وبارها در این چند روز کلمه هفته ی سلامت را در تلویزیون
یا در رادیو شنیده ایم و یا در روزنامه های مختلف خوانده ایم که این هفته هفته ی سلامت
نام گذاری شده است باید عرض کنم که شاید هفته ی سلامت فقط برای مردم شهرها باشد
نه برای مردم روستاهای همچون اشکورات.
مشکل روستاهای اینی و وربن و سورتله و حتی توسچالک و برمکو یکی دوتا نیست
و تمامی هم ندارد. بند باید عرض کنم که در باره مشکلات روستاهای اشکورات بارها
بنده و دوستان وبلاگ نویس از جمله وبلاگ وربن و برمکو وغیره ... در وبلاگمان نوشتیم
یا نامه ویا حضوری پیگیری کردیم ولی مسئولین مربوطه تا الان در مورد این همه
مشکلات سکوت کردند یا جواب قانع کنندهای ندادند.
ما همچون گذشته صدای مردم تلاشگر وزحمت کش اشکورات از جمله اینی و وربن
سورتله برمکو و...رابه گوش مسئولین مربوطه رساندیم ومیرسانیم تا شاید یکی برای
روستاهای اشکورات قدمی بردارد.مشکلی که بنده میخواهم بیان کنم نداشتن خانه
بهداشت در این روستا و روستاهای همجوار آن می باشد.
مردم روستاهای اینی ،وربن ،سورتله ، حتی توسچالک تا اولین خانه بهداشت کیلومترها
راه باید بروند.
بهداشتی که در مورد آن ساعتها در تلویزیون و رادیو گفتگو میکنند و تاکید دارند که
برای سلامت خودتان بکوشید. ولی در روستای ما وهمجوار حتی یک اتاقک بنام خانه
بهداشت وجود ندارد وکیلومترها با اولین خانه بهداشت فاصله دارد . مردم در این
روستاها به روش سنتی وقدیمی خودشان را درمان میکنند و اگر خدای ناکرده مریض
شدند اینقدر بااین بیماری دسته پنجه نرم میکنند تا خوب بشوند . آِیا مسئولین و
خانواده های گرامیشان همین طورند .یا وقتی که یک علائم کوچک بیماری در خودشان
یا خوانواده شان پیدا شد سریعاً به دکتر مراجعه میکنند تا سریع پیشگیری کنند ولی
مردم این روستاها شاید سالی یک دفعه به دکتر مراجعه کنند .ورفتن به شهر بااین
همه مشکلات از جمله نداشتن جاده و مشکلات نداشتن مکان در شهر .اگر پزشک
آمپول تجویز کرد یا باید در شهر چند روز بمانند تا آنهارا
تزریق کنند یا باید به روستا ببرنددر روستا ماه ها بماند تا یک نفر پیداشود تا آمپولشان
را تزریق کند . دارو هم همین طور. دارو باید زیاد بگیرند تا توی خانه داشته باشند
معلوم نیست که تاریخ انقضا دارد یا نه من خودم بارها دیدم که یکی مریض شده واگه
توی آن خانه قرص یا شربت نداشته باشند از دیگری میگیرند ومعلوم نیست
تاریخ دارد یانه . اگه خانه بهداشت در روستا باشد لااقل برای پیشگیری بیماریشان
به اونجا مراجعه کنند یا برای یک آمپول یک روز وقت خودشان را نمی گیرند بروند
کیلومترها دورتر تاآمپولشان را تزریق کنند .
امیدوارم مسئولین شهرستان رودسر حداقل امکانات را برای مردم خوب روستاهای
اشکور از جمله اینی و وربن و سورتله وتوسچالک فراهم سازند ودر هفته ی سلامت
به فکر سلامت مردم روستا ها هم باشند.
به امید سلامتی برای همه ی مردم ایران
بنا بر اسطوره های نجومی که از روزگاران بسیار کهن در ایران وجود داشته اعتقاد
براین بوده است که هر یک از دوازده ستاره ی معروف حاکم بر جهان که در یکی از
برجهای آسمانی قرار دارد هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد و با این ترتیب
عمر جهان دوازده هزار سال خواهد بود ودر پایان این دوازده هزار سال آسمانی و
زمین آشفته و در هم خواهد شد و آشوب ازلی و هرج و مرج آغازین جهان دوباره
دنیا را فرا خواهد گرفت . سال را هم بنا بر همین اعتقاد به دوازده ماه تقسیم کرده اند
تا منطبق بر عمر دوازده و هزار ساله ی جهان باشد . نوروز را بر همین اساس دوازده
روز جشن می گرفتند تا هر روز جشن نمودار یک ماه از سال باشد.
این دوازده روز آغاز سال نماد همه ی سال بوده و آن را که در این دوازده روز پیش
می آمده سرنوشت تمام سال می انگاشتند اما دوازه ماه سال جمعا 360روز در
حالی که سال 365 روز است پنج روز آخر سال را بیژک (پنجه ی دزدیده) می نامند
و روز سیزدهم فروردین نماد پنج روز باقیمانده ی پایان سال بوده ونماد دوران آشوب
وآشفتگی جهان محسوب میشده و به همین دلیل در روز سیزدهم نوروز انجام وظایف
روزانه از میان رفته صحرا گردی جای آن را می گرفته است
من همگی شمارا دعوت میکنم که به منطقه ما هم سر بزنید بخصوص به دشت
سر سبز بزرگی بنام (مالان خانی) واقعا جای دیدنی وبا صفا چشمه های طبیعی
وسردی دارد و جاهای دیدنی بسیار زیبا دیگری همچون (جوردشت) (کونسره)(ارسنه )
انشاالله فردا به همگی شما هرجا که هستید خوش بگذرد و سیزده را به خوبی
وخوشی به پایان برسانید .
به امید دیدار
حرف دل همه مهاجر های روستاهای اشکور بخصوص مهاجرین روستاهای وربن و سورتله و اینی
لطفأ این مطلب را از وبلاگ روستای وربن آقای اسدا... سلیمیبخوانید
سال ۱۳۹۰
با سلام
این عید نوروز باستانی وطمطراق پیک بهاران وآغاز
سال نو را به شما ایرانیان و دوستان ووبلاگ نویسان
وهمچنین به اشکوری های باصفا و دوست داشتنی
تبریک وتهنیت عرض می کنم و انشاالله در سال جدید
در پرتو الطاف بیکران خداوندی ، سلامتی ، بهروزی ،
طراوت وشادکامی،عزت وکامیابی را برای شما
هموطنان عزیز آرزومندم
عید نوروز
نوروز از آیین های بسیار کهن ایرانیان آریایی است و به گفته ی دانشمند ایرانی
ابوریحان بیرونی((نخستین روز است از فروردین ماه و از این رو آن را نو نامیده اند
که پیشانی سال نو است)) این جشن که بزرگترین جشن ملی ایرانیان است در
نخستین ماه سال خورشیدی آن گاه که آفتاب برابر برج حمل می شده و زمان شب
و روز برابر می گردیده برگزار می شده است.ایرانیان باستان مردمانی بوده اند دامدار
اهل کشت و کار ، کوشا و پر تکاپو و از همین رو شاد و زنده دل.
آنها شادی را بهترین نعمت خداوندی می دانسته اند و این نعمت در آیین آنها از اهمیت
و ارزش بسیاری برخوردار بوده است.
داریوش هخامنشی هم در سنگ نوشته ی معروف خود گفته است :خدایی را
می ستایم که شادی را برای مردم آفرید.
همین شادی و زنده دلی باعث شده بود که ایرانیان در طول سال جشن های
مختلفی را برگزار کنند که حدود شانزده جشن می رسیده است که در میان آنها
دو جشن مهم تر و با شکوه تر بود.یکی جشن نوروز و دیگری جشن مهرگان.
جشن نوروز به شکرانه ی پایان یافتن سرما و شروع کشت و کار و دمیدن سبزه ها
و گل ها که در طلیعه ی فروردین ماه برگزار می شده و میتراکانا یا مهرگان هم در
ماه مهر برگزار می شده و در اصل جشن برداشت محصول و گرد آوری حاصل کشت
و کار ها و کوشش های هفت ماهه ی اول سال بوده است. اما جشن نوروز در اصل
جشنی بوده متعلق به فروهرها یعنی ارواح جاویدان نیاکان پرهیزکار و پارسا و فروآمدن
آنها از آسمان.
واژه ی فروردین هم مرتبط با واژه ی فروهر است به معنی فروهرهای پا کان.
در ایران باستان در شب نوروز به پاس فرود آمدن همین روح های جاویدان چراغ را
تا صبح روشن می گذاشته اند و بر بام خانه ها برای راهنمایی آن آتش سوزی و
سفره ی هفت سینی (هفت چینی)می گسترانده اند و بر سر هر سفره به پاس
هفت امشا سپند (هفت فرشته ی مقرب خدا ) هفت سینی بزرگ پر از خوراکی ها
و میوه های گوناگون می چیده اند و به آن سفره ی هفت سینی (هفت بشقاب بزرگ )
می گفته اند که امروزه به غلط هفت سین می گویند.
خواجه پیروز
خواجه پیروز با اصطلاح غلط و عامیانه ی حاجی فیروز به یک تعبیر نماد پیروز شدن
نوروز و بهار از زمستان است و به تعبیر دیگر نماد بازگشت ارواح مردگان از آسمان است.
چهره ی سیاه شده ی خواجه پیروز دلیل بازگشت او از جهان مردگان است و نیز نماد
سیاهی زمستان است و لباس سرخ او هم نماد سرخی آتش و آمدن گرما و نیز نماد
سرخی گلهای نوروزی است.
مراسم بازگشت مردگان در اواخر هر سال از قدیم به صورت ظاهر شدن افرادی
با صورتک های سیاه در کوچه و بازار به چشم می خورده و مردم هم آنهارا با
احترام فروهر ها نامی احترام آمیز داده و به شادمانی مژده آوری نوروز گرامی
داشته و با آنها دست افشانی و پایکوبی می پرداختند .
کشت سبزه ی نوروز
از پانزده بیست روز پیش از نوروز دانه های گوناگونی را در چند ظرف مختلف می کاشتند
تا پیش در آمد کشت و کار های بهاره و تابستانه باشد.هر دانه ای که در طی دوازدهه ی
نوروز بیشتر و بهتر رشد می کرده آن نوع دانه را به فال نیک می گرفته و در آن سال
همان دانه را در زمین های خود کشت می کرده و میگفتند امسال مثلا سال گندم است
و معمولا در روز سیزده نوروز که پایان آیین های نوروزی بوده آن سبزه ها را در کناره ی
جوی یا رودخانه برای تبرک می نشانده اند تا سبز بماند.
نوروزتان پیروز
چهار شنبه سوری
سوری به معنی سرخ است وسرخی هم اشاره به آتش است که در این روز می افروزند.
در ایران باستان جشنی به عنوان استقبال نوروز یا جشن پیش در آمد یا پیش باز
نوروز وجود داشته که آن را فقط جشن سوری می نامیدند . این آتش را در شب
سوری برای گریزاندن سرما و فرا خوانی گرما آن هم بیشتردر روی بام ها می
افروختند که هم شگون داشته وهم به باور آنها تنوره ی آتش و دود بربام ها
فروهرها را به خانه ی خود رهنمون میشده است . در آن روزگار تفسیم بندی
هفته وکلمات شنبه و چهار شنبه و غیره در ایران وجود نداشته است . تقسیم
روزها به هفته از یهود به عرب واز عرب به ایرانیان رسیده وایرانیان اعداد یک ،دو و
سه و چهار و پنج وشش را به واژه ی عبری شنبه افزوده و یک شنبه، دوشنبه
تا شش شنبه را ساخته اند و در دوره ی اسلامی چون شش شنبه را برای نماز
جماعت در مسجد ها جمع می شده اند آن را جمعه یعنی روز جمع شدن در
مسجد نامیدند .
باید عرض کنم که الاٌ که چهار شنبه سوری نیست الاٌ روز بمپ و نارنجک و ترقه
است یاد آن روزها که در روستا بودیم غروب چها شنبه سوری یه روز بیاد ماندنی
بود حال هوای دیگه ای داشت از بمپ و ترقه ونارنجک خبری نبود جلوی هر
خانه چند تا کوپه(چرده) یا همان چوب نازک را آتش می زدیم واز روی آنها می
پریدیم می گفتیم (کوله کوله چهار شنبه ، فرده بهار شنبه ) بیام امروز مثل
گذشته آتش روشن کنیم و به اتفاق خانواده ازروی آتش بپریم و مواظب بچه
ها مون باشیم که ترقه بازی نکنند تا خدای ناکرده اتفاق ناگواری در شروع سال
جدید انجام بگیرد.
چهارشنبه خوب وخوش وبدون خطر برای همگی شما آرزو می کنم .
در ضمن مطالب بالا به نقل از کتاب جشن نوروز نوشته ی دکتر حسین آذران
میباشد
با سلام
حدود چند روز اززمستان باقی نمونده وسال جدید و تعطیلات عید نوروزو مسافرت های عید نوروز در پیش داریم جا دارد یک خاطره جالبی که برای یکی از دوستان در مسافرت پیش آمده بود برایتان بنویسم .
داستان از آنجا شروع شد که می گفت یه روز بلیط هواپیما داشتم تا برای کاری به یکی از استانهای کشور سفر کنم در سالن انتظار فرودگاه پسته و روزنامه ای خریدم وروی صندلی سالن انتظار نشستم کنار من هم یه مردی نشسته بود که او هم روزنامه میخواند من شروع کردم به پسته خوردن و روزنامه هم میخواندم ناگهان متوجه شدم که مردی که کنار من بود وداشت روزنامه میخواند از پسته من هم ورداشت و خورد چیزی نگفتم . اما این جریان همچنان ادامه داشت یواش یواش عصبانی میشدم وبه روی خودم نمی آوردم . تو دلم گفتم عجب آدم پر رویی! در کمال آرامش پسته ها را می خورد بی آنکه حتی اجازه گرفته باشد در همین افکار بودم که مرد دو تا از پسته هایی که مانده بود یکی را برداشت ویکی را هم برای من گذاشت من که از خونسردی مرد به شدت کلافه شده بودم باغیظ از سر جام بلند شدم و سالن را ترک کردم چند دقیقه بعد وقتی روی صندلی هواپیما نشستم کیفم را باز کردم تا شکلاتی بیرون بیاورم وبخورم یکدفعه متوجه شدم که پستهای که خریده بودم سر جای خودش هست وپسته ای که تو سالن می خوردم مال من نبود مال آن مرد بود .سرم را برگرداندم تا پشت سرم را نگاه کنم دیدم همان مرد محترم پشت سرم نشسته وبا دیدن من تبسمی بر لبش آورد از خجالت آب شدم .
بله دوستان در مسافرتهای عید نوروز مواظب باشید که پستهای که می خورید مال خودتان باشد . به امید دیدار
مسافرت خوش بگذرد
با عرض سلام و خسته نباشید به همه عزیزان خواننده ووبلاگ نویس
باوجودی سال همت مضاعف وکار مضاعف که از سوی مقام معظم رهبری نام گذاری شد بود که ما روستاییان همگی بر این باور بودیم که امسال حتما در روستاها کار مثبتی انجام میگیرد ولی در روستای مااینی وروستاهای همجوار مثل وربن وسورتله هیچ کاری مثبتی انجام نگرفت الاً که در انتهای این سال قرار داریم و اکثر مردم در تدارک دیدن عید نوروز ورفتن به زادگاه شان ونزد خانواده از جمله پدر مادر برادر خواهر وبستگانشان هستند ولی باید به عرض برسانم ما اهالی این چند روستا اینی، وربن و سورتله که بعلت نداشتن کار از روستا مهاجرت کردیم ودر شهرهای مخطلف ساکن هستیم عید نوروز نمی توانیم به زادگاه خودمان برویم حتما سُّوال می فرمایید چرا ؟
باید به عرض برسانم که بخاطر جاده . جاده ای که بعد از زلزله رودبار جهاد دامقانی که در منطقه بود بدون نقشه برداری برای درست کردن این جاده پیش قدم شد وبه انجام رسانید باید دست مریزاد گفت و خسته نباشید چون اگه این کار انجام نمی گرفت معلوم نبود که ما شاید تابستان هم جاده نداشتیم ، وتا الان که چندین سال می گذرد جاده روستای ما ترمیم نشده وبا اولین بارندگی قابل استفاده نیست و چندین بار هم به مسؤلین مربوطه مراجعت کردیم ولی راه به جایی نرساندیم غیر از رفتن ما مهاجرها به روستا مشکلاتی زیادی برای ساکنین این روستا ها در این چند سال به وجود آمده که برخی از این موارد هم به مرگ منجر شده را به عرض میرسانم
چند سال پیش مشکلی که برای زایمان یکی ازخانمهای اهالی روستا پیش آمد که بعلت دیر رسیدن به شهر وبیمارستان در راه منجر به مرگ خودشو وبچه اش شد
مورد دیگر همین دو سال پیش یک نفراز اهالی هم بعلت بیماری کبد تابرسانند به اولین درمانگاه که چندین کیلومتر دورتر از روستای ما بود و از آنجاه هم به شهر ببرند جان خودشو از دست داد که به گفته دکتر اگر یک ساعت زودتر میرسد زنده میماند
مورد دیگری که یک هفته پیش یکی از ساکنین روستای اینی آپانتیسش اود کرده بود که با برانکارد و کول کردن چندین کیلو متر تا به جاده رسانند واز اونجا به شهر انتقال دادند که خدارا شکر جان سالم بدر برد
سرتان را درد نیاورم این چند نکته قسمتی از مشکلات این روستا ها بود که به عرض شما ومسؤلین مربوته رساندم از کلیه مسؤلین و دست اندر کاران مربوته این روستاهای اینی ، وربن و سورتله مخصوصن آقای عباسی نماینده محترم روستاهای اشکورات و سایرین می رسانم که فقط یک لحضه خودشان را جای این زحمتکشان روستایی بگذارند ومشکلات شون را حس کنند ودر انجام رساندن این مشکلات سعی کنند .
ما هر سال عید نوروز را نمی توانیم بخاطر نبود جاده دست زن و بچه رو بگیریم ببریم روستا ولی انشاالله سال بعد با مساعدت مسؤلین برای درست کردن جاده روستاهای اینی، وربن وسورتله ما هم مثل سایرین مردم وخود مسؤلین بتوانیم در کنار خانواده و بستگان این عید نوروز را به پایان برسانیم
انشاالله
بسمه تعالی
فرا رسیدن اربعین سالا شهیدان اباعبدالله الحسین
رابرهمه مسلمانان و عاشقان آن حضرت تسلیت عرض
مینمایم
ای آه و واویلا باز اربعین آمد حشر غم انگیزی اندر زمین آمد
گیسو پریشان مو کنان مویه کنان زهراست شورو نوا دارد آن عصمت کبری
بحرحسین خود داردعزا بر پا ا ی آه و واویلا باز اربعین آمد
کرب بلا گشته مطاف انبیاء امروز در این زمین اندر عزایند اولیاء امروز
روح الامین امروز اندر عزا باشد با شیون وغوغا در کربلا باشد
بر گو دگر باره عالم پر از غوغاست ای آه و واویلا باز اربعین آمد
بسمه تعالی
انّالله وانّا الیه راجعون
به اطلاع اشکوریهای مقیم قزوین و کرج
وتهران می رسانیم که مراسم بزرگ داشت
سومین روز در گذشت دوست بزرگوارمان
مرحوم مغفورعباداله جعفری ازروستای سورتله
در روز چهار شنبه مورخه22/10/1389از
ساعت14الی30/15درشهر قزوین :
غیاث آبادچهار راه سونا مسجد امام
خمینی (ره)برگزار می گرددحضور
شما مایه شادی روح آن مرحوم و
تسلی دل بازماندگان خواهد شد
روحش شاد
بسمه تعالی
انّالله وانّا الیه راجعون
بازهنگام جدایی سر رسید
سینه ها لرزان شد و دلها شکست
خنده ها در لرزش لب ها گریخت
اشکها بر روی رویاها نشست
باخبر شدیم که مردم روستاهای سورتله و وربن درغم ازدستن دادن جوان عزیزشان عباداله
جعفری بسر میبرند وبه سوگ نشسته اند بنده از طرف خودم واز طرف مردم روستای اینی
این غم جان گداذ را به مردم روستاهای سورتله و وربن و به خانوادهای این عزیز و به
خانوادهای جعفری و محمدی وسلیمی و به تمام دوستان وآشنایان تسلیت عرض کرده
ضمن اميد مغفرت ورحمت الهي براي آن مرحومان و بازماندگان
او صبرو شكيبايي آرزومندیم
انشاالله روحش با اباعبدالله الحسین محشور بشود
چند بیت شعر در وصف این عزیزمی نویسم
وای بحال مو خدا عباد بوبو از مو جدا
اندی تره خوندنم تی خاطره زنده درم
تی عکس دیوار زنم خوره بپاینده درم
بپا کنم تی عکس که تی عکس تابنده درم
او عکس که خنده گودی او عکس با خنده درم
او هیکل شیر موسان هنوز برازنده درم
وای بحال مو خدا عباد بوبو از مو جدا
بنام آنکه هستی را آفرید
آغاز سال ۲۰۱۱ میلادی را به هموطنان مسیحی تبریک عرض کرده و سال خوب و خوشی را برای همه آرزو مندم

به نام خدا