فرهنگ و آداب و رسوم
چند اصطلاح محلی ...
کوناسه : یعنی چرت زدن / درحالت خواب و بیداری بودن
ور وا وز : یعنی برگشت ، سنگی را پرتاب کنید وبه جایی بخورد و برگردد.
چوم زدن : استراحت کردن / توقف برای لحظه یی / دست کشیدن از کاری برای چند لحظه / قدرت گرفتن و نفس تازه کردن
وینجه مونه : وینجه ، یعنی سقز جویدنی که چسباندگی خاصی دارد . به کسانی گفته می شود که مثل سقز چسبنده هستند وبه آدم می چسبند
ولویته : به کسانی اطلاق می شود که بی سرو سامانند یک حالت از هم پاشیدگی دارند
ونده : با طناب پشمی یک کیسه بسیار بزرگ می بافند که مثل تور والیبال سوراخ های چهارخانه بزرگی دارد که درآن کاه می ریزند و بار اسب و قاطر ویا الاغ می کنند وبیشتر برای حمل کاه و علوفه از آن استفاده می نمایند
پینیک : همان وصله زدن است
دار گرم : همان فلفل است
سیا ناک : سیاه که همان رنگ سیاه است و ناک یعنی چانه / به کسانی اطلاق می شودکه آدم های بد دهنی هستند وفحاشی زیاد می کنند
گوردلی : یعنی گرد و دایره شکل / هرچیز گرد و دایره شکل را گوردلی می گویند . به آدم های کوتاه قد و چاق هم اطلاق می شود
تیماشان : یک قسمت از زمین کشاورزی را می گویند / وقت کشت گندم زمین را ردیف به ردیف شخم می زنند به هر ردیف یک تیماشان گفته می شود
دو دیم : حیوان کوچکی است که دو شاخ بلند دارد / به کسانی می گویند که صفت دوگانه دارند یعنی حالت منافق صفتانه دارند
دو دم کلنه : به کسانی اطلاق می شود که مثل عقرب نیش می زنند
گالش : گالش درفرهنگ اشکورات به چوپان گفته می شود . کسیکه نگهبان و مواظب گله هاست وآنها را برای چرا به صحرا می برد 0 ودراین فرهنگ چند نوع گالش وجود دارد که به شرح زیر است:
(بز گالش / گوسند گالش / وره گالش / گاو گالش / دار گالش / سیاه گالش )
بز وگوسفند و بره و گاو : معنا مشخص است ونیاز به توضیح ندارد اما دارگالش : یعنی جنگلبان وسیاه گالش شرحش در فصل های گذشته داده شده است
وربندی : یعنی بستن ساروق به دور کمر واما ساروق : همان بقچه را می گویند که درآن نان و پنیر گذاشته وبه دور کمر می بندند وبا خود به صحرا یا بر سر مزرعه می برند
کش بندی : بستن کوله بار به پشت با استفاده از طناب ورد کردن دو سر طناب از زیر بغل
خرته : با کسره خ وساکن ر وکسره ت ، یعنی هرچیز مخلوط شده ، درهم ، ومعنی له شده را هم می دهد
وزن دادن : با فتحه و کسره ز : یعنی حرکت ناگهانی دادن به یک چیزی
فلکن : تکان دادن ، به حرکت در آوردن
وشنا شکم : شکمی که خالی و گرسنه است
دوراغ : نوعی پنیر است که خرد شده وخشک می باشد ویک حالت گرد مانند دارد
کوته لسه : به کسی می گویند که کوتاه قد و چاق باشد ولیاقت انجام دادن کاری را نداشته وهمیشه تنبل باشد
کهنه لحف : به کسی گفته می شود که مثل یک لحاف کهنه و سنگین بی مصرف باشد
خراب کفتی : به کسی می گویند که همیشه بی حال و کسل باشد
تم بزه موذی : کسی که همواره در سکوت و خاموشی کارهای موذیانه انجام دهد
وشنا سگ : کسیکه مثل سگ همیشه گرسنه است
ژندره جیر ژندره جور: به کسی می گویند که بی نظم است و به سر و وضع ظاهری خودش نمی رسد
ضق بیرده : کسیکه همیشه ناراحت و غمگین باشد به چنین شخصی ضقن هم می گویند
کلگه: به کسی می گویند که مثل گاو نر جوان همیشه پرانرژی است و توانایی هرکاری را دارد
فوکول : تمام موی سر را کوتاه کرده وفقط یک مقدار در جلوی سر را بلند می کردند که به آن فوکول می گویند
فچمسه : یعنی خم شده ، سر را پائین انداخته
فچ بیرده : کسی که سر و وضع ژولیده ای داشته وهمیشه غمگین و ماتم زده باشد
فک کله : به کسی می گویند که موی سرش آشفته و پریشان باشد
دله موج : کسی که شکم پرست باشد وبخاطر شکم سر سفره این و آن بنشیند وهر چیزی را بخورد
آسمان کت : رعد و برق آسمان را گویند
چپر: دیوار ، حصار اطراف باغ ، دیواری که به وسیله شاخ و برگ درختان در اطراف باغ درست می کنند
سامان سو یا سامان سر: مرز مشترک بین دو قطعه زمین را گویند