نگین سبز اشکور مرکزی رودسر
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظارجمعه ام
دوباره صبح ظهر نه ! غروب شد نیامدی
هر قوم و ملتی اعتقاد به منجی آخرالزمان دارد ولی با اسمهای متفاوت ( مقصود توئی کعبه و بت خانه بهانه است)
در آیین زرتشت از او به عنوان " سوشیانت " یا " سوشیانس " ( نجات دهندهی بزرگ جهان )
در میان یهودیان به نام " ماشیع " ( مهدی بزرگ )
در آیین هندی به نام " آواتارا "
در آیین بودایی به نام " بودای پنجم "
در میان برهمائیان به نام " ویشنو "
در کتاب شاکمونی از کتب مقدس دادتک برهمائیان به نام " آخرین وصی ممتاطا " ( محمد )
در کتاب پاتیکال به نام " راهنما " ( هادی ، مهدی )
اهالی طبرستان در انتظار " مارکوکرالیویچ "
ساکنان جزایر انگلستان در انتظار " آرتور "
ایرانیان باستان در انتظار " گرزاسپه "
یونانیان در انتظار " کالویبرگ "
اقوام اسکاندیناوی در انتظار " اودین "
اقوام اروپای مرکزی در انتظار " بوخص "
اقوام آمریکای لاتین در انتظار " کوتزلکوتل "
و چینی ها در انتظار " کرشنا " به سر می برند .
وشیعه در انتظار مهدی به سر می برند و برای فرجش لحظه شماری و دعا می کنند
شباهت حضرت مهدی با دیگر پیامبران
از جهت طول عمر به حضرت آدم و حضرت نوح ، از جهت پنهان بودن ولادت و غیبت از قوم و هیبت و شکوهمندی به حضرت موسی ، از جهت جود و بخشش و زیبایی و نیز بودن در میان مردم و شناخته نشدن به حضرت یوسف و از جهت قضاوت کردن به علم خود و نیاز نداشتن به شاهد و دلیل در قضاوت به حضرت داود و از جهت جهان داری و حشمت به حضرت سلیمان و از جهت برخورداری از فرج و گشایش پس از گرفتاری به حضرت ایوب و از جهت رجوع به میان مردم پس از غیبت ، در هیات جوانان یه حضرت یونس و از جهت انقلاب و در هم کوبیدن جباران به حضرت محمد (ص) شباهت دارند .
وقتی مهدی بیاید
در آن روزگار ، دیگر نه طبیعت سرکشی خواهد کرد نه زلزله ای خانه بر انداز به پا می شود ، نه سیل های مهیب جاری می گردد ، نه آسمان تازیانه ی کوبنده ی طوفان خویش را بر خانه ها خواهد کوفت ، نه دریا ها طغیان می کند و نه آتشفشان ها فوران خواهد نمود ; زیرا دوران عصیان سپری شده ، زمان طغیان گذشته و عصر تاریک غیبت به اتمام رسیده است . باران می بارد اما به نرمش ، باد می وزد اما به آرامش ، و زمین می گردد اما به آسایش . در تمام گیتی ، طراوت و لطافت پدید می آید و هستی به کمال خود می رسد .....
در پایان شعری را آورده ام تلخ است ولی حقیقت!
قسم به ام ابیها دروغ میگوییم
تمام چشم به راهی و انتظار و ظهور
و ندبه های فرج را دروغ میگوییم
کدام گریه غربت،کدام اشک فراق
قسم به حضرت زهرا دروغ میگوییم
دلی که مامن دنیاست،جای مولا نیست
اسیر شهوت دنیاست، دروغ میگوییم
زبان سخن ز تو گوید ولی برای گناه
به پیش چشم شما هم دروغ میگوییم
خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست
و ما به وسعت دریا دروغ میگوییم
این یک درد است درد دنیای مدرن امروز واقعا هر کس به اعمال خود بنگرد ببیند چه هست
اگر مهدی فاطمه نمی آید بخاطر این است که سر باز کم دارد همه ادا می کنیم که سر باز اویم ولی مطمعن باشیم اگر به پاش برسه پشتش را خالی می کنیم .اگر پهلوی حضرت زهرا را شکستن اگر مولا علی ۲۵ سال خانه نشین شد اگر امام حسن در جنگ با معاویه صلح کرد اگر به ندای امام حسین در صحرای کربلا کسی پاسخ نداد وسر مبارکش را بریدن و روایت است که شخصی سر مبارک امام حسین را بریده و در دامن گذاشته و سراسیمه می آمد سبب را پرسیدن گفت می ترسم نمازم غذا شود اف بر تو ای دنیا که تو سر نماز را بریدی حالا می خواهی نمازت غذا نشود و همین طور به ترتیب امامان دیگر . و هیچ کدام از امامان ما بدست کفار شهید نشدند همه آنها بدست کسانی شهید شدند که قرآن حفظ بودن نمازشان ترک نمی شد حتی مستحبات را انجام می دادن فقط یک چیز کم داشتند ( معرفت) ویک چیز زیاد آن هم (جهالت) که سر منشا تمام مشکلات بشر امروز و دیروز و آینده خواهد بود .
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی و به جان دوست دارمت
التماس دعا
به عبارت دیگر جمعیت در روستاها در حال مهاجرت به شهرها و آن هم کلان شهرها یا شهرهای صنعتی بوده اند.
به عنوان مثال استان اصفهان متوسط رشد سالانه جمعیت در سال 85 در حالیکه از نرخ 51/1 درصدی برخوردار بوده اما متوسط رشد سالیانه جمعیت در روستاها حدود 78/2- درصد بوده است و این استان در جایگاه نخست از لحاظ مهاجرت روستا و کاهش جمعیتی را داراست.
استان مرکزی نیز در حالیکه متوسط رشد سالیانه جمعیت کشور حدود 94 درصد بوده است اما متوسط رشد سالیانه جمعیت روستایی در آن 31/2- درصد بوده است در جایگاه سوم استان تهران قرار دارد تهران در حالیکه متوسط رشد سالیانه جمعیت کشور در سال 1385 در آن حدود 63/2 درصد بوده است اما متوسط رشد سالیانه جمعیت روستایی در آن 07/2- درصد بوده است. پس از آن استان همدان قرار دارد در حالیکه این استان نیز متوسط رشد سالیانه جمعیت کشور در آن 15 درصد است اما باز شاهدیم متوسط رشد سالیانه جمعیت روستایی در آن 81/1- درصد است.
رشد سالانه جمعیت کشور در شهرها و کاهش و ترک روستاها بیانگر تهدیدی است جدی، چرا که با توجه به نیازمند بودن جمعیت بیش از 70 میلیونی کشور به منابع غذایی و پروتئینی، لازمست که مسئولان کشور دلایل کاهش جمعیت در روستاها را به صورت ریشه ای و دقیق مورد توجه قرار دهند، زیرا خالی شدن جمعیت روستاها علامت مناسبی نمی تواند باشد.
به صورت خیلی اجمالی ادامه چنین روندی می تواند افزایش مهاجرت، افزایش حاشیه نشینی و به تبع آن رشد بزهکاری، اعتیاد، متلاطم شدن بازار کار و تحصیلات را رقم زند.
آمار جمعیت کشور در سال 1385
علی ایحال براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 مرکز آمار ایران جمعیت کل کشور 70 میلیون و 472 هزار و 846 نفر اعلام شده است در این میان جمعیت مرد کشور 35 میلیون و 854 هزار و 818 نفر و جمعیت زنان نیز 34 میلیون و 618 هزار و 28 نفر می باشد.
در این میان میزان جمعیتی که در نقاط شهری زندگی می کنند 48 میلیون و 245 هزار و 75 نفر است که 24 میلیون و 568 هزار و 820 نفر را مرد و در مقابل 23 میلیون و 676 هزار و 255 نفر را زن در نقاط شهری تشکیل می دهد.
در حالیکه کل جمعیتی که در نقاط روستایی زندگی می کنند 22 میلیون و 123 هزار و 54 نفر تشکیل می دهد،در این میان 11 میلیون و 232 هزار و 923 نفر مرد و 10 میلیون و 890 هزار و 121 نفر زن تشکیل می دهند در این بین حدود 104 هزار نفر در کشور به صورت غیر ساکن (مهاجر یا کوچ نشین) زندگی می کنند که 53 هزار و 65 نفر آن مرد و 51 هزار و 652 نفر آن را زن تشکیل می دهند.
اگر دقت کنیم می بینیم متوسط رشد سالیانه جمعیت کشور در سرشماری 1385 به 61/1 درصد رسیده، در حالی که متوسط رشد سالیانه جمعیت کشور در سال 75 96/1درصد بوده که نشان دهنده موفقیت دولت در کنترل نرخ جمعیت بوده است. در این بین متوسط رشد سالیانه جمعیت در نقاط شهری در سال 1385 حدود 74/2 درصد بوده در حالی که در سال 1375 متوسط رشد سالیانه جمعیت در نقاط شهری 21/3 درصد بوده است.
اما نگرانی آنجا به چشم می آید که می بینیم متوسط رشد سالیانه جمعیت در نقاط روستایی براساس سرشماری 1385 به منفی 44 درصد رسیده است، حال آنکه متوسط رشد سالیانه جمعیت در نقاط روستایی براساس سرشماری 1375 حدود 28 درصد مثبت بوده است.
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه های ما دوره گرد
داد میزد کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه وظرف سفالی میخرم
گر نداری.کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه هست ونان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید
گفت آقاسفره خالی میخرید
۱-برای آدم نابینا شیشه والماس یکی ست پس اگه کسی قدر تو ندونست فکر نکن تو شیشه ای اون نابیناست
۲-اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برابرت ناتوانند. اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست اگر روزی ترکت کردند. بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳-وقتی به دنیا میایم تو گوشمون اذان میگن وقتی که از دنیا میریم برامون نماز میخونن پس مهلت عمر ما فاصله بین اذان تا نمازه بجنب که وقت کم نیاری نمازت قضا بشه
۴-ساقه شکستن . قانون طوفان است . تو نسیم باش ونوازش کن
۵-تو زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی هستند . از بودن با اونا لذت میبری ولی باهاشون به جایی نمیرسی
۶- آنکس که ریشه اش در خاک است .درخت وجودش فضیلت ومیوه های شاخسارمعرفتش .محبت است
۷-چه کس میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی ؟چه کس میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی پیله ات را بگشا تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی
۸- هرگز امید را از کس سلب نکن . شاید این تنها چیزی باشد که دارد
از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد .
فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی
ازخدا خواستم به من صبر عنايت کند .
فرمود : صبر زاييده درد و رنج است صبر بخشيده نمی شود ،آموخته می شود
از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند .
فرمود : من به تو برکت می دهم ،خوشبختی برعهده خودت است
ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کند .
فرمود : درد ورنج ، تو را به من نزديک تر می کند
از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند .
فرمود : تو خود بايد از درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ و برگ هایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی
از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ،از زندگی لذت ببرم ،به من بدهد .
فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری
از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ،به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند .
فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ،از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک شخصی باشی ، اما برای من ِ شايد يک دنيا باشی.
سنگ کليه بيماری جددی نيست. حتی می گويند، فرعون هم به اين بيماری مبتلا بوده و يکی از ويژگی های طبيب مشهورش، سينوهه، توانايی درمان درد سنگ کليه بوده است. با پيشرفت علم پزشکی، درمانهای پيشرفته تری برای اين بيماری کشف و ابداع شده که سنگ کليه را جزو بيماری های ساده دنيا کرده است. اما هنوز هم درد سنگ کليه اگر نگوييم طاقت فرساترين دست کم يکی از وحشتناک ترين دردهايی است که تاکنون بدن انسان تحمل کرده است. به همين دليل درباره چگونگی پيشگيری و درمان اين درد با دکتر سيد کاظم فروتن، جراح و متخصص کليه و مجاری ادرار صحبت کرديم .
همه ما سنگ کليه را به عنوان يک درد وحشتناک پهلو می شناسيم، آيا سنگ کليه علائم ديگری هم دارد؟
سنگ کليه می تواند بدون علامت باشد تا زمانی که کليه را از کار بيندازد. يعنی ممکن است کليه سنگ بسازد، علائم هم ندهد و کسی هم متوجه نشود و در نهايت روزی کليه را نارسا کند. اما يکی از مهم ترين علائم سنگ کليه درد است. اين درد معمولا" شب ها شروع می شود و فرد را از خواب بيدار می کند. در واقع درد سنگ کليه شديد و غيرقابل تحمل است. خانم هايی که تجربه زايمان را داشته اند و بيمار سنگ کليه هم هستند، می گويند، درد زايمان قابل مقايسه با درد سنگ کليه نيست. واقعا" اين بيماران هنگام درد خيلی زجر می کشند. يکی ديگر از علائم سنگ، تغيير رنگ ادرار به صورت خونی يا رنگ چای شدن است. بعضی از بيماران سنگ کليه، با علامت عفونت مراجعه می کنند. در اين موارد، سنگ کليه جزو اورژانس های پزشکی است و بايد فورا" به آن رسيدگی شود.
اندازه سنگ کليه با شدت علائم آن ارتباطی دارد؟
خير، هيچ ارتباطی بين اندازه و علائم سنگ وجود ندارد.
درد چه موقع ايجاد می شود؟
معمولا" سنگ وقتی می خواهد دفع بشود، درد ايجاد می کند و وقتی جايش ثابت شد، درد از بين می رود، به عبارتی وقتی درد سنگ کليه از بين رفت، مفهومش دفع سنگ نيست. يعنی وقتی درد شروع شد و بعد تسکين پيدا کرد، بايد تکليف سنگ مشخص شود و نبايد بيمار فکر کند که چون ديگر درد ندارد پس همه چيز خوب شد و سنگ از بين رفت. بايد به کمک سونوگرافی و عکس راديولوژی مخصوص کليه و مجاری ادرار، اين سنگ پيگيری شود و اگر پيدا نشد آن وقت بگوييم که سنگ افتاده است و يک نفس راحت بکشيم .
همانطور که خودتان گفتيد، برخی سنگ های کليه علامت ندارند، با اين حساب افرادی که هيچ علامتی ندارند، از کجا بفهمند که سنگ کليه دارند؟
تشخيص سنگ کليه در کسانی که تاکنون سنگ کليه نداشته اند، هيچ علامتی هم ندارند، کمی مشکل است. از طرفی نمی توان به تمام افراد جامعه هم توصيه کرد که بروند و سونوگرافی و راديولوژی بشوند، چرا که احتمال دارد سنگ کليه داشته باشند. بنابراين ما توصيه می کنيم در کسانی که ممکن است کليه سنگ ساز داشته باشند و دلايلی به نفع سنگ کليه در آنها وجود دارد، بررسی های لازم صورت گيرد، مثلا" کسانی که در فاميل درجه يکشان سابقه سنگ کليه وجود دارد، هر سال يا هر دو سال يکبار، برای اين بررسی ها به پزشک مراجعه کنند. افرادی هم که خودشان سابقه سنگ کليه دارند، بايد سالی يکبار تحت سونوگرافی و بررسی های لازم قرار بگيرند.
چرا کليه بعضی از افراد سنگ ساز است؟
اينکه چرا سنگ کليه ايجاد می شود؟ چرا در يک کليه بيشتر از ديگری سنگ توليد می شود؟ چرا بعضی بيشتر و بعضی کمتر سنگ کليه دارند؟ سئوالاتی هستند که هنوز بطور مشخص جواب آنها پيدا نشده است. اما در اين زمينه نظريه هايی وجود دارد. مثلا" اگر غلظت مواد داخل ادرار زياد شود، می تواند زمينه ساز سنگ کليه شود يا در برخی موارد زمينه های ارثی برای تشکيل سنگ مطرح است که استعداد فرد را در ابتلا به سنگ کليه افزايش می دهد.
سنگ چگونه تشکيل می شود؟
وقتی غلظت موادی در داخل يک محلول بيش از حد شود، در نهايت به حالت فوق اشباع در می آيند و به کريستال تبديل شده و رسوب می کنند، مثل اتفاقی که موقع توليد نبات رخ می دهد. نبات رابا همين روش توليد می کنند. ابتدا محلول شکر و آب را غليظ می کنند، و سپس داخل اين محلول غليظ نخ آويزان می کنند تا کريستال های شکر دور اين نخ جمع شوند و نبات توليد شود. اين همان اتفاقی است که هنگام تشکيل سنگ کليه می افتد. وقتی غلظت مواد در ادرار زياد شود، زمينه تشکيل هسته سنگ در ادرار فراهم می شود. وقتی هم که اين هسته اوليه ايجاد شد، ساير مواد دور اين هسته رسوب می کنند و سنگ بزرگ می شود.
جنس اين سنگ ها معمولا" چيست؟
شايع ترين نوع سنگ کليه ، سنگ های کلسيمی هستند. شايد حدود 80 تا 85 درصد از انواع سنگ های کليوی سنگ های کلسيمی هستند. اين سنگ های کلسيمی هم عموما" به صورت نمک های کلسيم هستند. يعنی مثلا" اگزالات کلسيم يا فسفات کلسيم، بعد از سنگ های کلسيمی، سنگ های عفونی، اسيد اوريکی و ساير انواع سنگ ها شيوع دارند. ولی اکثر افرادی که گرفتار سنگ کليه می شوند، در واقع گرفتار سنگهای کلسيمی هستند.
اين کلسيمی که در کليه غلظتش بالا می رود و سنگ می شود، از کجا می آيد؟
اين کلسيم ممکن است ، بيش از حد از روده جذب شود. ببينيد ، ما در طول روز حدود هزار ميلی گرم کلسيم مصرف می کنيم که از اين مقدار چيزی حدود يک سومش جذب می شود. اگر اين ميزان جذب به هر دليلی افزايش يابد، مثلا" ميزان کلسيمی که مصرف می کنيم، زياد باشد،می تواند باعث تشکيل سنگ شود. ممکن است، ميزان کلسيمی که از طريق کليه دفع می شود، به دليل يک بيماری افزايش يابد. البته اين بيماری ها عموما" بيماری های مربوط به استخوان و هورمون های مربوط به آن هستند. مثلا" در بيماری هيپرپاراتيروئيدی ، برداشت کلسيم از استخوان ها افزايش می يابد و می رود که از کليه دفع شود و تبعا" غلظتش در ادرار افزايش يافته و باعث تشکيل سنگ می شود. در بعضی از موارد هم کلسيمی که به کليه می رسد زياد نيست ولی خود کليه به دليل مشکلی که دارد، بيش از حد کلسيم را دفع می کند. ماجرا از اين قرار است: حدود 95 درصد کلسيمی که در ابتدای واحدهای کليوی وارد ادرار می شود، دوباره در کليه باز جذب می شود. اگر کليه ای نتواند اين 95درصد کلسيم را باز جذب کند، مسلما" غلظت کلسيم ادرار بالا می رود و زمينه ساز تشکيل سنگ می شود.
به اين ترتيب، کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد مصرف مواد غذايی کلسيم دار را کم کنند؟
نخير! تفکری که می گويد کسانی که کليه سنگ ساز دارند. نبايد لبنيات بخورند، کاملا" غلط است. چون اولا برخی افراد هستند که بدنشان به کلسيم اضافه نياز دارد. مثلا" زنان باردار و کسانی که دچار پوکی استخوان هستند. ثانيا" در برخی موارد سنگ کليه ، ما به بيمار توصيه مي كنيم كه بيشتر كلسيم مصرف كند. مثلا" در سنگ های اگزالات کلسيم، اگر شما کلسيم بيشتری مصرف کنيد، اين کلسيم در روده به اگزالات متصل می شود و اصلا" از روده جذب نمی شود و به اين ترتيب ، يون اگزالات که افزايش آن در ادرار باعث تشکيل اگزالات کلسيم در کليه شده و رسوب می کرد و سنگ اگزالات کلسيمی تشکيل می داد، اصلا" وارد بدن نمی شود.
پس بيمارانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد از چه غذاهايی پرهيز کنند؟
تقريبا" تنها چيزی که ما توصيه می کنيم که بيماران سنگ کليه از آن پرهيز کنند، نمک است . ببينيد، يکی از مواد غذايی که باعث توليد سنگ می شود، نمک است. البته ما سنگ نمک که نداريم ولی نمک عاملی است که به ساخته شدن سنگ های کلسيمی کمک می کند. نمکی که از روده جذب می شود، از طريق کليه بايد دفع شود. اما مشکل همين جاست چرا که وقتی نمک می خواهد از کليه را وارد ادرار شود، با خودش کلسيم را وارد ادرار می کند و به اين ترتيب غلظت کلسيم ادرار افزايش می يابد. بنابراين همان نمکی که هنگام پختن غذا به آن زده می شود کافی است و افرادی که کليه سنگ ساز دارند، نبايد سرسفره به غذايشان نمک بزنند و مواد شور مثل خيار شور را مصرف نکنند.
کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد چه مواد غذايی را بيشتر مصرف کنند؟
در ابتدا گفتيم که اگر غلظت مواد در ادرار زياد شود، زمينه های تشکيل سنگ کليه فراهم می شود. حالا می گوييم که برای جلوگيری از تشکيل سنگ بايد اين غلظت مواد را کم کنيم. به عبارتی بايد ادرار را تا می توانيم، رقيق کنيم. يعنی فردی که کليه سنگ ساز دارد، بايد آب و مايعات زيادی مصرف کند.
چقدر بايد آب و مايعات مصرف کرد؟
چقدر آب خوردن مهم نيست . چقدر ادرار داشتن مهم است. ممکن است فردی در محيطی گرم زندگی کند يا فعاليت روزانه اش زياد باشد، روزی 5 تا پارچ هم آب بخورد ، ولی باز کافی نباشد. چون همه اين 8 ليوان آبی که می خورد، عرق می شود و چيزی از آن به ادرار نمی رسد تا رقيق شود. اين فايده ای برای پيشگيری از سنگ کليه ندارد. برای همين بايد ملاک، ميزان ادرار باشد نه ميزان آبی که فرد می خورد. ما به بيماران توصيه می کنيم آنقدری آب بخورند که روزانه بيش از 2 ليتر ادرار داشته باشند. يا بعبارتی در طول خواب شبانه يک بار برای ادرار کردن به دستشويی بروند. بيماری که کليه سنگ ساز دارد، اگر احساس تشنگی کند و بعد آب بخورد، از قافله عقب مانده است. يعنی چنين بيمارانی نبايد هيچ وقت احساس تشنگی کنند و هميشه قبل از احساس تشنگی آب بخورند. اين بيماران بايد شب ها هنگام خواب يک ليوان بالای سرشان باشد، موقع کار روی ميزشان يک ليوان آب باشد . يعنی برای دسترسی به آب نبايد بيمار مشکلی داشته باشد.
اينکه برخی بيماران آب چشمه خاصی را مصرف می کنند، يا فقط آب معدنی می خورند، کار درستی است؟
اين سئوال شايعی در بين بيماران مبتلا به سنگ کليه است . اما ما اصلا" به چنين سئوالی اعتقاد نداريم. مگر تمام افرادی که از آب شهر استفاده می کنند، سنگ کليه توليد کرده اند که حالا اين بيماران آب شهر را استفاده نکنند. تازه برعکس وقتی بيماران خودشان را به يک نوع آب خاص مثلا" آب فلان چشمه محدود می کنند، وقتی به آن آب دسترسی ندارند، کمتر آب می نوشند و همين می تواند زمينه ساز توليد سنگ شود. اما اصل مصرف اب نوع آن نيست، بلکه حجم و مقدار آن است که بايد زياد باشد. آب هندوانه و ماءالشعير و از اين قبيل درمان های سنتی هم اشکالی ندارند ولی آنها هم اصولا" از طريق افزايش حجم ادرار از سنگ سازی کليه جلوگيری می کنند. ما توصيه می کنيم ، بيماران هر داروی سنتی که سهل الوصول است، خيلی هم گران نيست، ضرری هم ندارد و مورد تائيد پزشکان است مصرف کنند، ولی در کنارش آب و مايعات زيادی بخورند.
اگر کسی زياد آب بخورد و سنگ کليه اش دفع شود، چه بايد بکند؟
اگر کسی سنگش را انداخت دليل نمی شود که همين حالا سنگی در کليه اش وجود نداشته باشد. چنين بيماری وقتی به ما مراجعه می کند، اگر درد داشته باشد، با مسکن دردش را ساکت می کنيم و بعد بررسی های خودمان را شروع می کنيم . معمولا" اين بررسی ها شامل عکس KUB و سونوگرافی کليه است. سپس بر اساس يافته های اين بررسی اوليه تصميم می گيريم. برای بيمارمان چه کار بکنيم. يعنی بر اساس جنس، اندازه و محل سنگ کليه تصميم می گيريم که برای بيمار چه روش درمانی اتخاذ کنيم. اما يک نکته مهم را بايد در مورد درمان سنگ کليه بگويم و آن اين که تقريبا" امروزه ديگر جراحی باز کليه در درمان سنگ کليه لزومی ندارد مگر در موارد بسيار خاص که خيلی هم نادر هستند. يعنی در حال حاضر در همين کشور خودمان به راحتی می توان سنگ های کليه را با روش هايی مثل سنگ شکن و جراحی مختصر يا همان PCN درمان کرد. توصيه من به تمام بيماران سنگ کليه اين است که اگر جراحی به آنها گفت که بايد برای درمان سنگشان جراحی باز کليه شوند، حتما" با يکی دو جراح کليه و مجاری ادرار ديگر هم در اين مورد مشورت کنند.
به هیج وجه ادعا نمی کنم که مطالب ارایه شده مجموعه کاملی باشد که بتواند روستای اینی را به دوستداران وعلاقمندان بطور کامل درهمه زمینه های لازم معرفی نماید بلکه با توجه به محدویت فضای درنظر گرفته شده برای سایت سعی شده تا آنجا که ممکن بوده بشود با نگاهی اجمالی گوشه هایی بسیار اندک از بخشهای این روستای را به بازدیدکننده معرفی کرد همچنین به این نکته اذعان دارم که مطالب گرد آوری شده بسیار ناقص بوده و به بسیاری نکات لازم اشاراتی صورت نگرفته بلکه با این کار خواسته م گام بسیار کوچکی بعنوان نقطه شروع بردارم تا در آینده با تجربه های بیشتری که دراین راه بدست خواهم آورد با گرد آوری مطالب لازم درتمام زمینه های مورد نیاز سایتی را بوجود آورم که بتواند به صورت یک مرجع کامل وقابل اعتماد درباره روستای اینی زادگاهم تمام اطلاعات لازم ومورد نیاز همه دوستداران را تامین نماید واین امر ممکن نیست مگربا یاری عزیزانی که در طول سالها به گردآوری مطالبی از خاطرات ودیده ها وشنیده از پیران این دیار پرداخته اند که امیدوارم باارایه آنها برای درج دراین سایت روزی صاحب سایتی معتبر وتوانمند برای روستای خودمان باشیم
خواص دارویی ازگیل از روزگاران بسیار دور مورد توجه بوده .بقراط ازگیل را برای مبتلایان به ترشی معده و مدفوع سوزان و عوارض تب نافع میپنداشت . خواص دارویی ازگیل : درمان آبسه دهان و گلو با جوشاندهی برگ ازگیل -درمان آنژین با جوشانده برگ آن -درمان برفک با برگ آن-درمان سالک با جوشانده برگ -درمان اسهال بچهها با جوشانده برگ -منظم کننده کار رودهها -جوشاندهٔ برگ ازگیل ورم گلو و ناراحتیهای حلق را از میان میبرد .ازگيل سرشار از ويتامين هاي «ب» و «ث»است.
۱-آب ۲-قند ۳-اسیدهای آلی (اسید مالیکواسید سیتریکوتارتاریک) ۴-تانن(یک ماده قوی) ۵-لعاب۷ -اسید بوریک_هیدرات دو کربن دارد. در درمان اسهال ساده-خونریزی داخلی -ورم روده-زخم دهان -تورم مخاط گلو با مضمضه آب برگ درخت هزگیل سودمند است. ازگیل در همهٔ جنگلهای شمال ایران از ارسباران تا گلی داغ و چناران از بجنورد ودر همهٔ بلندیها یکرانههای دریا در دامنه جنوبی البرز و مناطق استپی میروید.

چند اصطلاح محلی ...
کوناسه : یعنی چرت زدن / درحالت خواب و بیداری بودن
ور وا وز : یعنی برگشت ، سنگی را پرتاب کنید وبه جایی بخورد و برگردد.
چوم زدن : استراحت کردن / توقف برای لحظه یی / دست کشیدن از کاری برای چند لحظه / قدرت گرفتن و نفس تازه کردن
وینجه مونه : وینجه ، یعنی سقز جویدنی که چسباندگی خاصی دارد . به کسانی گفته می شود که مثل سقز چسبنده هستند وبه آدم می چسبند
ولویته : به کسانی اطلاق می شود که بی سرو سامانند یک حالت از هم پاشیدگی دارند
ونده : با طناب پشمی یک کیسه بسیار بزرگ می بافند که مثل تور والیبال سوراخ های چهارخانه بزرگی دارد که درآن کاه می ریزند و بار اسب و قاطر ویا الاغ می کنند وبیشتر برای حمل کاه و علوفه از آن استفاده می نمایند
پینیک : همان وصله زدن است
دار گرم : همان فلفل است
سیا ناک : سیاه که همان رنگ سیاه است و ناک یعنی چانه / به کسانی اطلاق می شودکه آدم های بد دهنی هستند وفحاشی زیاد می کنند
گوردلی : یعنی گرد و دایره شکل / هرچیز گرد و دایره شکل را گوردلی می گویند . به آدم های کوتاه قد و چاق هم اطلاق می شود
تیماشان : یک قسمت از زمین کشاورزی را می گویند / وقت کشت گندم زمین را ردیف به ردیف شخم می زنند به هر ردیف یک تیماشان گفته می شود
دو دیم : حیوان کوچکی است که دو شاخ بلند دارد / به کسانی می گویند که صفت دوگانه دارند یعنی حالت منافق صفتانه دارند
دو دم کلنه : به کسانی اطلاق می شود که مثل عقرب نیش می زنند
گالش : گالش درفرهنگ اشکورات به چوپان گفته می شود . کسیکه نگهبان و مواظب گله هاست وآنها را برای چرا به صحرا می برد 0 ودراین فرهنگ چند نوع گالش وجود دارد که به شرح زیر است:
(بز گالش / گوسند گالش / وره گالش / گاو گالش / دار گالش / سیاه گالش )
بز وگوسفند و بره و گاو : معنا مشخص است ونیاز به توضیح ندارد اما دارگالش : یعنی جنگلبان وسیاه گالش شرحش در فصل های گذشته داده شده است
وربندی : یعنی بستن ساروق به دور کمر واما ساروق : همان بقچه را می گویند که درآن نان و پنیر گذاشته وبه دور کمر می بندند وبا خود به صحرا یا بر سر مزرعه می برند
کش بندی : بستن کوله بار به پشت با استفاده از طناب ورد کردن دو سر طناب از زیر بغل
خرته : با کسره خ وساکن ر وکسره ت ، یعنی هرچیز مخلوط شده ، درهم ، ومعنی له شده را هم می دهد
وزن دادن : با فتحه و کسره ز : یعنی حرکت ناگهانی دادن به یک چیزی
فلکن : تکان دادن ، به حرکت در آوردن
وشنا شکم : شکمی که خالی و گرسنه است
دوراغ : نوعی پنیر است که خرد شده وخشک می باشد ویک حالت گرد مانند دارد
کوته لسه : به کسی می گویند که کوتاه قد و چاق باشد ولیاقت انجام دادن کاری را نداشته وهمیشه تنبل باشد
کهنه لحف : به کسی گفته می شود که مثل یک لحاف کهنه و سنگین بی مصرف باشد
خراب کفتی : به کسی می گویند که همیشه بی حال و کسل باشد
تم بزه موذی : کسی که همواره در سکوت و خاموشی کارهای موذیانه انجام دهد
وشنا سگ : کسیکه مثل سگ همیشه گرسنه است
ژندره جیر ژندره جور: به کسی می گویند که بی نظم است و به سر و وضع ظاهری خودش نمی رسد
ضق بیرده : کسیکه همیشه ناراحت و غمگین باشد به چنین شخصی ضقن هم می گویند
کلگه: به کسی می گویند که مثل گاو نر جوان همیشه پرانرژی است و توانایی هرکاری را دارد
فوکول : تمام موی سر را کوتاه کرده وفقط یک مقدار در جلوی سر را بلند می کردند که به آن فوکول می گویند
فچمسه : یعنی خم شده ، سر را پائین انداخته
فچ بیرده : کسی که سر و وضع ژولیده ای داشته وهمیشه غمگین و ماتم زده باشد
فک کله : به کسی می گویند که موی سرش آشفته و پریشان باشد
دله موج : کسی که شکم پرست باشد وبخاطر شکم سر سفره این و آن بنشیند وهر چیزی را بخورد
آسمان کت : رعد و برق آسمان را گویند
چپر: دیوار ، حصار اطراف باغ ، دیواری که به وسیله شاخ و برگ درختان در اطراف باغ درست می کنند
سامان سو یا سامان سر: مرز مشترک بین دو قطعه زمین را گویند
ای فرزند٬ من در زندگی چهارصد هزار نکته آموختم
و از آن ۸۰۰ نکته را انتخاب کردم و از آن ۸ نکته
که به نظرم افضل و اهم بقیه بود
انتخاب کردم و آن این است:
دو چیز را هرگز فراموش نکن: خدا را و مرگ را.
دو چیز را همیشه فراموش کن: نیکی تو به دیگران را
و بدی دیگران نسبت به خودت را.
و چهار نکته زیر را بیش از پیش مراقبت کن:
بر سفرهای وارد شدی شکم نگهدار
- بر مجلسی وارد شدی زبان نگهدار
بر خانهای وارد شدی چشم نگهدار -
بر نماز وارد شدی دل نگهدار
خبرگزاري فارس: رئيس هيات مديره اتحاديه صادركنندگان ميوه و ترهبار و سبزي و صيفي و گل و نهال ايران در مراسم تقدير از خود گفت: از دولت ميخواهيم براي ماندن كشاورزان و روستاييان و حفظ توليد كشاورزي كشور در روستا حمایت کنند .
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، مسعود درويش در مراسم تقدير از زحمات ايشان در محل اتاق بازرگاني ايران گفت: من كه لحظات آخر عمرم را طي ميكنم، اما خاطرم هست در جلسهاي كه آقاي نهاونديان براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني گذاشته بودند، در آن جلسه مخالفت كردم كه اين امر براي ايران سم است و امروز هم يادآوري ميكنم WTO به درد ايران نميخورد زيرا مملكتي كه بهره پول در آن 25 تا 30 درصد باشد، نميتواند تجارت رقيبانه داشته باشد.
وي افزود: كشوري كه مرز مطمئن ندارد و تعرفهها و بند و بستها در ادارات موجود است، نميتواند صادرات رقابتي داشته باشد.
رئيس هيات مديره اتحاديه صادركنندگان ميوه و ترهبار و سبزي و صيفي و گل و نهال ايران افزود: من خيلي كار كردم يكي از صنايع فراموش شده كشور صنعت چوب است كه چه بلايي سر آن آوردند و امروز حتي كرسي ساخته شده و مبلمان چرمي 30تا 40 هزار دلاري را به قيمت 4هزار دلار وارد كشور كردهاند و در بازار صنعت مبل و چوب ايران از بين رفته است.
درويش افزود: ابتداي انقلاب در سال 58 يك كارخانه نئوپان سازي احداث كردم كه هنوز به توليد ادامه ميدهد، دولت بايد از توليد كنندگان حمايت كند، ولي كجا حمايت ديده ميشود.
وي افزود: من مهندس درويش با چه خون دلي كاهو را از كشور صادر كردم و الان روزي 8 تا 10 كانتينر كاهو صادر ميشود اما حمايت دولت و اتاق بازرگاني از اين كار كجاست؟
وي افزود: در وزارت بازرگاني مجموعه كشتيراني والفجر درست شده است كه هر روز كرايههاي حمل را بالا ميبرند لذا رفتيم از خارج بارچ (لندي كرافت حمل كانتينر) كرايه كرديم و گفتيم امتيازات والفجر را به بارچ هم بدهيم.
وي افزود: اگر مرزهاي كشور بسته باشد جنس چيني وارد نميشود و يا اينكه با سود منطقي بايد وارد شود نه اينكه سود مجاني براي توليد كننده خارجي باشد.
درويش تصريح كرد: ايران بزرگترين منبع صادرات براي آسياي ميانه است و روزي 10 تا 20 كانتينر كاهو ميتوان صادر كرد و صادرات هر كيلو كاهو 5 نفر را مشغول به كار ميكند و در عوض واردات اشتغال را از بين ميبرد.
وي افزود: متاسفانه واردات بيرويه مردم را بيكار كرده و عدهاي را دچار اعتياد و سرخوردگي كرده است.
رئيس هيات مديره اتحاديه صادركنندگان ميوه و ترهبار و سبزي و صيفي و گل و نهال ايران با بيان اينكه ديگر از ما گذشته و لحظات آخر عمر اين حرفها را ميگويم كه شايد اين حرفها را ديگر از من نشنويد، گفت: چگونه ميتوان به سازمان تجارت جهاني پيوست و با كشورهايي كه فقط 5 درصد بهره بانكي دارند توليد كننده ايراني بتواند با 25 درصد بهره بانكي رقابت كند.
برنامه بايد اين باشد كه جلوي واردات بي رويه با سود معقول بازرگاني گرفته شود نه اينكه كلا واردات ممنوع شود.
درويش افزود: درگذشته خود من محصول سير ايراني را به اروپا صادر ميكردم و يك دفتر در لندن تاسيس كرده بودم كه اجناس ايراني از جمله سير را بفروشم بعد از چند سال سير چيني وارد كشور شد و جلوي صادرات سير ايران را گرفت. مجبور شدم دفتر لندن را تعطيل كنم.
وي افزود: سه سال گذشته يكي از مشتريان قديمي سراغ سير ايراني را ميگرفت كه چرا ديگر صادر نميكنيد گفتم سير چيني با كشتي 6 هزار تني وارد ميشود چه نياز به سير ايراني داريد گفت: هر كشور سهميهاي دارد و نميتوان بدون سهميهبندي از سير چيني استفاده كرد از طرفي كيفيت سير ايراني برتر از مشابه چيني است.
درويش افزود: متاسفانه واردات بيرويه باعث شده مناطق كاشت سير ايراني مانند طارم و همدان هم اكنون مصرف كننده سير چيني شدهاند.
وي افزود: همچنين واردات بيرويه مركبات از خارج علاوه بر واردات آفت به باغهاي مركبات كشور باعث شده پرتقال خارجي به قيمت 2 هزار تومان فروش دارد اما پرتقال محلي ايران 500 تومان نيز خريدار ندارد.
رئيس هيات مديره اتحاديه صادركنندگان ميوه و ترهبار و سبزي و صيفي و گل و نهال ايران افزود: آفت مگس مديترانهاي براثر واردات مركبات وارد كشور شده و هم اكنون در شمال كشور ماندگار شده است و هيچ كاري براي مقابله با آن وجود ندارد.
وي همچنين گفت: قرنطينه براي صادرات ميوه خيلي سختگيرانه و براي واردات به راحتي همكاري ميكند.
درويش افزود: اخيرا در راستاي اجراي اصل 44 براي صادرات كاهو صادر كننده بايد يك بار محصول خود را به شركتهاي خصوصي در جاده كرج براي بازبيني حمل كنند، سپس از سازمان حفظ نباتات مجوز بگيرد و با تاخير صادر كند.
وي افزود: متاسفانه سياستهاي نادرست و عدم توجه به بخش كشاورزي باعث شده دهات خالي از سكنه شود، اما تقاضاي من اين است كه نگذاريد همان يك ذره توليد در روستاها از بين برود و مردم روستايي آواره شهرها و مواد مخدر مانند كراك و گرد شوند.
درويش افزود: بافت كشاورزي را به هم نزنيد و مطالعه كنيد كه چگونه ميتوان كشاورزي كشور را نجات داد.
رئيس هيات مديره اتحاديه صادركنندگان ميوه و ترهبار و سبزي و صيفي و گل و نهال ايران افزود: اگر نفت نبود بخش كشاورزي مهمترين عامل ارزآوري كشور بود. بنده خودم ابتدا كارخانهدار بودم از سال 64 كه دولت ارز در اختيار ما نگذاشت براي تامين ارز به صادرات رو آوردم و كارم به اينجا رسيده است و ناراضي هم نيستم.

انبه از میوههای بسیار معطر و خوشبویی است كه طعم رسیده و تازه آن شبیه مخلوطی از طعمهای هلو و آناناس بوده و بسیار آبدار است. ممكن است رنگ زرد آن به اندازه میوههای دیگر زیاد توجه ما را به خود جلب نكند ولی خواص شفابخش آن میتواند ضامن سلامت انسان باشد.
این میوه در ابتدا گس و بعد ترش مزه شده و بر اثر زیاد ماندن روی درخت تدریجا شیرین میشود. بیشترین مصرف انبه در تهیه ترشی است كه ترشی آن اشتهاآور بوده و باید به همراه غذا سرو شود. انبه نهتنها میوه خوشمزهای است بلكه غنی از ویتامین های A و C و حاوی املاح معدنی پتاسیم و از همه مهمتر فسفر و آهن است.
همچنین این میوه سرشار از آنتیاكسیدان و فیبر بوده ولی در عوض سدیم آن كم است ضمن آن كه فاقد كلسترول و چربی اشباع است. نصف یك عدد انبه متوسط معادل یك واحد میوه است و 70 كالری انرژی دارد.
خواص دارویی انبه
انبه رسیده طبیعت گرم و انبه نارس طبیعت سرد دارد. انبه جزو میوههایی است كه سرشار از كارتنوئیدهاست كه در خون به میزان قابل ملاحظهای احتمال بروز سرطان رحم را كاهش میدهد و دریافت منظم این میوه از پیشرفت مجدد این بیماری جلوگیری میكند.
این میوه مسكن عطش بوده و حرارت بدن را كاهش میدهد و تب را پایین میآورد و به واسطه ویتامینA برای تقویت بینایی، پوست، غشاهای مخاطی و بافتهای نرم بدن بسیار موثر است.
از میوه و پوست انبه ترشی و مربا تهیه میكنند كه بسیار قابض و برای تقویت معده سودمند است و ترش آن به دفع سنگ كلیه و مثانه كمك میكند.
میوه انبه در معالجه اسهال بسیار مفید است همچنین خوشبوكننده دهان، بازكننده رنگ چهره و مقوی جسم و روح است.
انبه دارای مقدار زیادی اسید گالیك است بنابراین دستگاه گوارش را ضدعفونی و تمیز میكند و در ضمن ادرارآور بوده و سموم بدن را دفع میكند.
خوردن انبه سردرد، تنگی نفس و سرفه را از بین میبرد و تمیزكننده خون و تجدیدكننده جوانی و نشاط و قوه باه است.
مغز هسته انبه ضدانگل و اسهال و استفراغ بوده و برای تسكین آسم مفید است.
توجه: انبه چون گرم است برای گرم مزاجان مناسب نیست و مصرف ترش آن خصوصا با معده خالی ایجاد ناراحتی میكند. بنابراین بهتر است آن را بعد از غذا و ترشی آن را همراه با غذا میل كنید. هضم انبه برای بعضی از افراد سخت است و ممكن است ایجاد خارش و دمل نماید. در ضمن بهتر است پوست انبه را قبل از خوردن جدا كنید زیرا بعضی افراد نسبت به آن حساسیت دارند.
به نام خدا