یادم می آید یک زمانی، زیر تلوزیون هایی طراحی شده و در بازارِ مبلمان به وفور یافت می شد که به صورت انسانی ساخته شده بود در حالیکه خم شده و مثلا دارد تلوزیون را حمل می کند یا روی دوشش نگه داشته. در واقع نمایانگر برده بود. بعد از آن هم نمونه هایی دیگر دیدم که حتی صندلی ها و مبل هایی با این نقش طراحی و ساخته شده بود و حالت برده ای را نشان می داد که نشسته و کف صندلی بر روی شانه هایش قرار گرفته بود!! همیشه فکر می کردم طراح این مبلمان چه فکری کرده و در چه دوره ای زندگی می کند؟!! و مهم تر اینکه چه کسانی و با چه طرز فکری این مبلمان را خریداری می کنند.
اخیرا هم که یک توفیق اجباری، مرا راهی بازارِ لوازم خانگی کرد. در مغازه ای ناگهان از دیدن یک جاکاردی! شوکه شدم. نبوغِ!! طراح آن میخکوبم کرده بود! وسیله ی مذکور عبارت بود از یک جا کاردی که به شکل انسانی طراحی شده و جای کاردها در جای جای بدنش قرار گرفته و کاردها را در واقع در بدنش فرو کرده بودند.(عکس زیر)

مغازه دار که میخکوبی و نگاه خیره مرا به این وسیله! متوجه شده بود به گمان اینکه از آن خوشم آمده!! جلو می آید و با آب و تاب توضیح می دهد که کم جا می گیره و ...شیک است!!! البته بعد از آنکه توضیح دادم که چه فکر می کنم، موضعش را عوض می کند که ما هم خوشمان نمی آید ولی مردم می پسندند و برای کار ویترینی ِ. جلب می کند!! نوآوری ست!
جلوتر که می روم، مغازه های متعدد، این جا کاردی را با رنگ های متنوع به نمایش گذاشته اند. فکر می کنم این طرح، تنها از یک ذهنِ بیمار و روان پَریش می تواند تراوش کرده باشد. اما مردمی که به راحتی می گذرند و سر قیمتش چانه می زنند و می خرند و کادواش می کنند که لابد چشم روشنی!! ببرندش... این ها چه؟ خریدِ انسانی که دارد درد می کشد از زخم کاردهای متعددی که بر بدنش فرو رفته اند، چه لذتی می تواند داشته باشد؟!! حتی اگر نمادی از آن را خریده باشی.چه تصویری برای کودکان امروز و نسل فردا طراحی می کنیم؟!خشونت؟؟!! با خود واگویه می کنم:
... آدمی بودن، حسرتا / مشکلی ست در مرزِ ناممکن / نمی بینی؟!
به نام خدا