از شكستههاي روابط اجتماعي و گاهي هم فاميليمان، همواره خردهشيشههايي لابهلاي روزها و لحظهها يافت ميشود. چه كسي چنين ادعايي دارد كه تا به حال دلي را نشكسته است و ديگري هم تركي به شيشه دل او نينداخته است؟
خودآگاه يا ناخودآگاه همه درگير چنين چالشي در ارتباطات خود هستيم، چالشهايي كه بعضي اوقات مدتها ميگذرد و آنها را بيتدبير به حال خود رها ميكنيم. البته هر چه بيشتر ميگذرد، حساسيت روي اين رابطه مخدوش شده كمتر ميشود، انگار عادت ميكنيم به بودن اين آسيب.
اما چنين رفتاري از كيفيت تعاملات اجتماعيمان طوري ميكاهد كه فرقي
نميكند كدام طرف ماجرا، اما همه از صدماتش، كم يا زياد رنج ميبرند. رفع
مشكلاتي كه ميتوانيم با كمي صحبت صبورانه، البته بعد از اندكي تفكر در
تنهايي، در قالب يك بده و بستان انساني حلشان كنيم را چرا به فردا موكول
ميكنيم؟ براي چنين فرداهايي اگرچه به باورهاي مذهبيمان، اميد براي تلاش و
بهرهوري را بايد چاشني هر لحظه كنيم، اما بارها هم شنيدهايم چه كسي از
فردا خبر دارد؟ ميآيد يا نه و آيا مجالي خواهيم داشت براي رفو كردن ريسمان
رابطهها؟
گاهي هم تلنگري براي دوباره انديشيدن به اين خلأهايي كه به تدريج در
زندگي بسياري از ما رخنه كرده است، كافي است اما بهترين فرصت در طول سال در
جامعه اسلامي را ميتوان ماه رمضان خواند. وقتي اينبار هم شانس داشتهايم
در مهماني يك ماهه خداوند همه با هم شريك و سهيم باشيم، چرا دلهايمان را
ميزبان محبت يكديگر نكنيم؟ روزمرگي ديگر اوقات سال با بركت روزهاي رمضان از
ميان رفته و جايش را به دقايق ژرفي داده است كه ميتوان از آنها براي
دوباره ساختن استفاده كرد.
با دعوتهايي كه پيش ميآيد براي يك وعده با هم تلاقي ميكنند و بايد با انتخاب يك ميزبان، از ديگري عذرخواهي كنيم، ماه رمضان تقريباً هنگام هر افطار دور سفرهاي جمع ميشويم كه بركتش همه را سيراب ميكند. اگر بگذريم و با يك تماس تلفني، سراغ دوست ديروز را بگيريم، همچنان امروز لذت دوستي را همراه زيباييهاي رمضان خواهيم كرد.
به نام خدا