عید نوروز
نوروز از آیین های بسیار کهن ایرانیان آریایی است و به گفته ی دانشمند ایرانی
ابوریحان بیرونی((نخستین روز است از فروردین ماه و از این رو آن را نو نامیده اند
که پیشانی سال نو است)) این جشن که بزرگترین جشن ملی ایرانیان است در
نخستین ماه سال خورشیدی آن گاه که آفتاب برابر برج حمل می شده و زمان شب
و روز برابر می گردیده برگزار می شده است.ایرانیان باستان مردمانی بوده اند دامدار
اهل کشت و کار ، کوشا و پر تکاپو و از همین رو شاد و زنده دل.
آنها شادی را بهترین نعمت خداوندی می دانسته اند و این نعمت در آیین آنها از اهمیت
و ارزش بسیاری برخوردار بوده است.
داریوش هخامنشی هم در سنگ نوشته ی معروف خود گفته است :خدایی را
می ستایم که شادی را برای مردم آفرید.
همین شادی و زنده دلی باعث شده بود که ایرانیان در طول سال جشن های
مختلفی را برگزار کنند که حدود شانزده جشن می رسیده است که در میان آنها
دو جشن مهم تر و با شکوه تر بود.یکی جشن نوروز و دیگری جشن مهرگان.
جشن نوروز به شکرانه ی پایان یافتن سرما و شروع کشت و کار و دمیدن سبزه ها
و گل ها که در طلیعه ی فروردین ماه برگزار می شده و میتراکانا یا مهرگان هم در
ماه مهر برگزار می شده و در اصل جشن برداشت محصول و گرد آوری حاصل کشت
و کار ها و کوشش های هفت ماهه ی اول سال بوده است. اما جشن نوروز در اصل
جشنی بوده متعلق به فروهرها یعنی ارواح جاویدان نیاکان پرهیزکار و پارسا و فروآمدن
آنها از آسمان.
واژه ی فروردین هم مرتبط با واژه ی فروهر است به معنی فروهرهای پا کان.
در ایران باستان در شب نوروز به پاس فرود آمدن همین روح های جاویدان چراغ را
تا صبح روشن می گذاشته اند و بر بام خانه ها برای راهنمایی آن آتش سوزی و
سفره ی هفت سینی (هفت چینی)می گسترانده اند و بر سر هر سفره به پاس
هفت امشا سپند (هفت فرشته ی مقرب خدا ) هفت سینی بزرگ پر از خوراکی ها
و میوه های گوناگون می چیده اند و به آن سفره ی هفت سینی (هفت بشقاب بزرگ )
می گفته اند که امروزه به غلط هفت سین می گویند.
خواجه پیروز
خواجه پیروز با اصطلاح غلط و عامیانه ی حاجی فیروز به یک تعبیر نماد پیروز شدن
نوروز و بهار از زمستان است و به تعبیر دیگر نماد بازگشت ارواح مردگان از آسمان است.
چهره ی سیاه شده ی خواجه پیروز دلیل بازگشت او از جهان مردگان است و نیز نماد
سیاهی زمستان است و لباس سرخ او هم نماد سرخی آتش و آمدن گرما و نیز نماد
سرخی گلهای نوروزی است.
مراسم بازگشت مردگان در اواخر هر سال از قدیم به صورت ظاهر شدن افرادی
با صورتک های سیاه در کوچه و بازار به چشم می خورده و مردم هم آنهارا با
احترام فروهر ها نامی احترام آمیز داده و به شادمانی مژده آوری نوروز گرامی
داشته و با آنها دست افشانی و پایکوبی می پرداختند .
کشت سبزه ی نوروز
از پانزده بیست روز پیش از نوروز دانه های گوناگونی را در چند ظرف مختلف می کاشتند
تا پیش در آمد کشت و کار های بهاره و تابستانه باشد.هر دانه ای که در طی دوازدهه ی
نوروز بیشتر و بهتر رشد می کرده آن نوع دانه را به فال نیک می گرفته و در آن سال
همان دانه را در زمین های خود کشت می کرده و میگفتند امسال مثلا سال گندم است
و معمولا در روز سیزده نوروز که پایان آیین های نوروزی بوده آن سبزه ها را در کناره ی
جوی یا رودخانه برای تبرک می نشانده اند تا سبز بماند.
نوروزتان پیروز
به نام خدا